ناجی

استاد گفت
کهنترین بیماری ذهن بشر دو روی دارد

اول
ذهن بیمار علت همه درد ها و رنجهایش را در بیرون میجوید

ذهن بیمار علت همه مشکلاتش را از بیرونیان میداند

(انرژی منفی،شبکه منفی،موجودات غیر ارگانیک،طلسم،،جادو،چشم زخم،ویروسها،میکروبها،باکتریها،
کشورهای دیگر،قبایل دیگر،نژادهای دیگر،ادیان دیگر،فرقه های دیگر و ….)

و روی دیگر این سکه سیاه

ذهن بیمار فکر میکند که درمان همه درد ها و رنجهایش نیز از بیرون خواهد امد

ذهن بیمار فکر میکند مرهم همه مشکلاتش در دست بیرونیان است

(ریکی،فرادرمانی،انرژهای هوشمند کیهانی،شبکه مثبت،اتصال،ارتباط،ضدطلسم،رمل و اسطرلاب،استاد،مراد،مرشد،لیدر،قرص،
امپول ،شیمی درمانی ،رادیوتراپی،پماد،واکسن،کریستال،هرم و برجام،پساتحریم….)

این دو روی سکه از مهمترین ریشه ها و علل رنج نوع بشر است

این سکه دو رو را میتوان
جهل نامید
میتوان نادانی نامید
میتوان توهم نامید

استاد لبخندی زد و گفت
فرزندم
درد در توست
و
درمان نیز هم

با هر نفس به درون برو
با هرنفس عمیق و عمیقتر
با هر نفس اگاه و اگاهتر
با هر نفس بیدار و بیدارتر

و جهلت تغییر چهره میدهد
و جهلت تبدیل میشود
به اگاهی

نادانیت به دانایی
و توهمت به هوشیاری

و انروز کاملا و عمیقا

در میابی
که
درد در توست
و درمان نیز هم

درد در توست
و درمان نیز هم

و آزاد میشوی
و رها میگردی

از تصورات باطل
از توهم مبهم خلسه خواب الوده
از چرخه های خود ساخته رنج و درد

دوستتان دارم

داوود امین الرعایا

بهمن نود و چهار
تهران